دمر افــــتاده بودم نزد ساقــــــــــی!
تک و تنها ! نه محبوبی،نه کشــــکی
نه پشمی و نه یک ذره سماقـــــی!
خودم را نم نمک در خواب دیــــــــدم
کنــــار ماه رویـــــی! در اتاقـــــــــــی
نه او کاری به کارم داشت افـسوس
نه من کاری به کارش از چلاقـــــی!
پس از یک ساعتی خمیازه و چــرت
بدون هــــیچ کـــــاری ، اتفاقـــــــی!
نه شوت محکمی از پشت هجــــده
نه چیپ و لایی و نه زیر طاقــــــــی!
که دیــــــدم ناگهــان از در درآمـــــد
جوان نــره غــــول قلچـماقــــــــــی!
قدش مانــند "حدادی"1 بلنــــــد و
بدن ماهیچه ای مثل "اوجاقـی"(2)
شما باشی کدامش می پسندی:
طنابی، مرگ موشی، یا چماقـی؟!
برای رفـع هـــــر شبهـه ! سریعـــا
دویدم تا ته (3) دنیـــــای باقـــــی!
پی نوشت:
1-حامد حدادی بسکتبالیست بلندبالای کشور
2-ووشو کار پرافتخار کشور
3-یعنی آخر دنیای باقی که دست کسی بهت نرسه!
به این خبراز قول ریاست محترم جمهور خطاب به استانداران توجه فرمایید: “گوش مدیران متخلف را بپیچانید"
حیوونکی ها! مدیران متخلف. آخی بمیرم الهی (یا بر عکس!).
محمود جان، ای فدای قد و بالایت که از هر طرف نگاهت می کنم ( بالا، پایین، نیم رخ، روبه رو، پشت سر و ..) با قبلی ها تومنی هفت صنار توفیر داری! از کابشن مبارک و منحصر به فردت گرفته تا کارهای بعضاً خارق العاده و غافلگیر کننده ات! آخر قربانت گردم، گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ما/ آن چه البته و صد البته ( صنعت تاکید در شعر!) به جایی نرسد فریاد است! ( توضیح نگارنده: در این جا «تو» منظور گوش شخص رییس جمهور نیست، بلکه خطاب به همان مدیران متخلف است! جهت ثبت در تاریخ عرض شد وگرنه ما کجا و ترس!)…
ای کاش در بدنه ی محکم دولت نیز همچون مجلس شورای اسلامی تعدادی شاعر و ادیب وجود داشت تا شعر فوق الذکر را که در طول تاریخ به ضرب المثل تبدیل شده است برای آحاد مردم همیشه در صحنه تفسیر می کردند!
ولی بین خودمان باشد پیچاندن کلاً چیز خوبی است! ( پیچاندن ارباب رجوع بسیار لذت بخش است! و همچنین پیچاندن پیچ گوشتی در پیچ و امثالهم!) به ویژه پیچاندن گوش.
امّا پیش خودمان فکر کرده ایم که اگر هر مدیر گرانقدری را که متخلف است و البته تعدادشان هم کم نیست! پس از شناسایی بلافاصله گوش نازنینشان را بپیچانیم! آیا زبانم لال تا سرِ سال و یا حداکثر تا پایان عمر دولت عدالت محور فکر نمی کنید که دیگر حتی برای نمونه یک مدیر گوش دار در مملکت وجود نخواهد داشت؟!
برادر جان! در آن صورت فکر نمی کنید مدیران محترم عینکی! دسته ی عینک را باید در کجایشان قرار دهند؟! و یا اگر مدیری با طناب و کش عینک خود را به پشت کلّه ی مبارک ببندد، آیا دشمنان ما به ویژه آمریکای جنایتکار که الهی جیز جیگر! بگیرد با دیدن این صحنه ها به ما نخواهند خندید؟ و دشمن شاد نخواهیم شد؟!
ضمن این که در صورت پیچاندن مداوم گوش مدیران توسط استانداران معزز و کنده شدن حتمی گوش ها ( چرا که تجربه ثابت کرده است جنس ایرانی زیاد محکم و با دوام نیست!) سمعک های کشور نیز بلا استفاده مانده و روی دستمان باد خواهد کرد و در نتیجه کارخانه های سمعک سازی نیز ورشکست خواهند شد.
پرسش اساسی:
حالا آمدیم و مدیری پیدا شد که متخلف بود و از قضای روزگار از اساس گوش هم نداشت، چه خاکی به سرمان بریزیم؟! یعنی به ظاهر گوش داشت، امّا شنوایی اش دچار مشکل بود و هر چقدرهم بپیچانیم اثر نکرد، آن موقع تکلیف چیست؟! و یا احیاناً مدیری پیدا شد که جای دیگرش مشکل داشت (فکر بد نکنید!) یعنی متخلف نبود اما کم کار بود! و به مرض صندلی نشینی دچار بود، آیا این کار هم از دید حضرتعالی از مصادیق تخلف است؟! … و یا این که باز هم جای دیگرش مشکل داشت! مثلا دستش کج بود! البته این آخری که اخیرا جزو تخلفات محسوب نمی شود! آیا باز هم باید گوشش را بپیچانیم؟!
و در آخر این که اگر خدای ناکرده استانداری پیدا شد که خودش از ناحیه گوش مشکل داشت و متخلف هم بود! آن وقت چه باید کرد؟! آیا شخصاً گوش ایشان را خواهید پیچانید؟ یا اجازه می دهید مردم بپیچانند!
لطفاً شما که در حال برطرف کردن مشکل بشریت هستید، به این پرسش های اساسی ما پاسخ دهید
