تبليغاتX
خالو راشد

طنز راشد انصاری





میخ 

از آن جايي كه اين روزها هر مطلبي را كه مي چاپانيم ! لاجرم به يك جايي برمي خورد ، لذا قصد داريم از اين به بعد به مسايل مهم جوامع بشري بپردازيم !

و يكي از آن مسايل مهم همين ميخ است !

پس اين شما و اين هم ميخ !(‌شعرميخ ما!)

(میخ)

 

 

كرده ام كنكاش در دنياي ميخ


نيست شيئي در جهان همتاي ميخ



سوزن ته گرد مي گردد خجل


تا كه مي بيند قد و بالاي ميخ



يك نفر مي گفت تنها جسم ؟ نه


جان فداي قامت رعناي ميخ



مي شود هرجا فرو بي دردسر


آفرين بر همت والاي ميخ



ميخ اگر كج گشت اول ، لاجرم


مي رود تا عرش واويلاي ميخ



يا اگر چسبيد بر معشوق خويش


كي رها مي سازدش ، آقاي ميخ!



مي شود او باعث هر اتصال


گر فرو گردد صحيح آن جاي ميخ



مته برقي دركنارش كوچك است


او كجا و قدرت بالاي ميخ



ميخ گاهي سخت مجنون مي شود


تخته باشد بي گمان ليلاي ميخ



ميخ اگر گردد كسي بر ميخ ما


بوسه خواهد زد به دست و پاي ميخ



قلدري را برده از بابا به ارث


مرحبا بر جد و بر آباي ميخ



گفت شخصي از گروه پر فشار !


بنده هستم عضوي از اعضاي ميخ !



با چكش سركوب كردم روز قبل


كودتاي دشمن فرداي ميخ



جز نشستن بر دل اجسام سفت


چيست اي مردم مگر معناي ميخ ؟!



درميان ميخ هاي ( 1) حرفه اي


ميخ فولادي شده ست آقاي (2)‌ ميخ



ميخ تان ايمن بماند از گزند


با توام نجار ، اي اوساي ميخ



بعد از اين ،‌اين ملك ميخستان شود


با همين اشعار بس زيباي ميخ



خط من ميخي ست ، شعرم همچنين


دفترم سر تا به پا امضاي ميخ



من ولي يك عمر سالم مانده ام


گر چه بودم غرق در درياي ميخ



بارها ديدم چكش بوسيده است


دست من را پاي من را  جاي ميخ



با وجود اين همه جنس لطيف


بنده دارم باز هم سوداي ميخ



من كه ميخوانم براي دوستان


از درون حنجره ، از ناي ميخ ،



لذتي دارد ميان انجمن


شعرخواني در شب يلداي ميخ !




 

 

 

پي نوشت :

1ـ چيزي در مايه ليگ هاي حرفه اي

2ـ آقاي گل همان ليگ !

نوشته شده توسط راشد انصاری | لینک ثابت | موضوع: |

تشخیص بد 

 

 

تمام گفته هايم بي اثر بود

گمانم طفلكي از بيخ كر بود

 

سخن از عشق مي گفتم ولي او

حواسش كاملاً جاي دگر بود

 

بلندش كردم و رفتيم در باغ

در آن جا نيز در فكر تبر بود

 

سپس يك شاخه گل دادم به دستش

دلم بسيار دنبال خطر بود

 

هوا هم كم كمك تاريك مي شد

و شب انگار فكر دردسر بود

 

و من ياسين (1) می خواندم به گوشش

(همان كه سابقاً مخصوص خر بود!)

 

پس از يك جستجو در عمق موضوع

كه باب ميل من از هر نظر بود

 

مشخص شد كه از بدشانسي ما ،

طرف با عرض پوزش يك پسر (2) بود !

 

 

پانوشت:

1ـ كنايه از ياسين به گوش خر خواندن است.

2ـ بخشيدن از شماست، آخه اين روزها تشخيص دادن پسر از دختر واقعاً دشواره!

 

نوشته شده توسط راشد انصاری | لینک ثابت | موضوع: |